السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
268
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
مفاهيم وضع شده ، آنها را به ذهن مخاطب اخطار دهيم و مثلا بگوييم : « خريدن ، مثنوى ، كتابفروشى ، مولوى ، كتاب » ، مخاطب هرگز به يك معناى تام كه سكوت در برابر آن روا باشد ، دست نخواهد يافت ، بلكه فقط تصوراتى جداگانه و بىارتباط باهم در ذهنش ترسيم مىگردد . اما ما در ذهن خود مفاهيم ديگرى نيز داريم كه به بركت آنها ميان اين مفاهيم مستقل ارتباط برقرار مىكنيم و به آنها وحدت و يگانگى داده و آنها را در سلك واحد قرار مىدهيم ، گويى همه دستبهدست هم داده و مجموعا امرى واحد را افاده مىكنند ، چنانكه در جملهء « من از كتابفروشى كتاب مثنوى مولوى را خريدم » ملاحظه مىشود . در اين جمله ، چندين نسبت و ربط وجود دارد كه به بركت آنها ميان مفاهيم مستقلى كه در آن جمله هست ، اتصال و ارتباط برقرار شده است ، مانند نسبتهايى كه كلمهء « از » و كلمهء « را » و اضافهء كتاب به مثنوى ، افاده مىكنند . مفاهيم حرفى مفاهيمى « فى غيره » هستند جان كلام در اين است كه اين مفاهيم نسبى ، كه به آنها معانى حرفى گفته مىشود ، عين ربط و تعلق به غيراند ، يعنى مفاهيمى « فى غيره » هستند كه قائم به طرفين خود بوده و بيرون از آنها نمىباشند ، اما عين طرفين و يا جزء طرفين و يا عين يكى از دو طرف و نيز جزء آن نمىباشند . بيان ديگر ، مفاهيمى هستند كه ربط ، ذاتى آنهاست نه آنكه يك امر عارض بر ذات آنها باشد . براى اثبات اين مطلب مىگوييم : جملهء « حسن شجاع است » حاكى از سه مفهوم است : يكى مفهوم « حسن » ، ديگرى مفهوم « شجاع » و سومى ، مفهومى كه كلمهء « است » بر آن دلالت دارد . مفهوم « حسن » و مفهوم « شجاع » بىشك از مفاهيم اسمى و مستقلند . سخن تنها در معناى كلمهء « است » مىباشد . مدعا آن است كه مفهوم اين كلمه عين ربط و تعلق به طرفين خود بوده و ربط ، ذاتى آن مىباشد . دليل اين مدعا آن است كه اگر ربط و تعلق ، ذاتى آن نباشد ، ناچار يك امر عرضى براى آن خواهد